عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

45

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

فرمودى كه پيش از من كسى را به چنان عقوبتى شكنجه نفرمودى . و چون چهل روز سپرى شد و يونس اندوهگين گرديد و چنين عرضه داشت : « پس بناليد در تاريكىها ، كه خدايى جز تو نيست ، منزهى و همانا كه من از ستمگران بودم » . « 21 » حسن بصرى مىگويد : چون فرشتگان آواى گريستن يونس را شنيدند و شناختند كه آواى گريه اوست ، گريستند ، آسمان و زمين و ماهىها هم بر او گريستند ، پروردگار جبار خطاب به فرشتگان فرمود : چرا شما را گريان مىبينم ؟ عرضه داشتند : پروردگارا ! آواى اندوهگين ناتوانى را از جاى دورافتاده‌اى مىشنويم ، فرمود : آرى ، آواى بندهء من يونس است كه از فرمان من سرپيچى كرد و او را در شكم نهنگ در دريا زندانى كردم ، گفتند : پروردگارا اين همان بنده صالحى است كه در هرشب و روز كارهاى پسنديده فراوانى از او به آسمان برمىآيد . ابن عباس گويد : خداوند متعال فرمود : آرى ، و آنگاه فرشتگان و آسمان و زمين او را شفاعت كردند . در اين هنگام خداوند متعال جبريل را برانگيخت و او را فرمود پيش نهنگى برو كه يونس را در شكم او حبس كرده‌ام و او را بگو مرا با بنده‌ام كارى است او را همانجا ببر كه بلعيده بودى و همانجا فروافكنش . جبريل پيش آن نهنگ رفت و آگاهش ساخت و نهنگ همچنان‌كه يونس را با خود مىبرد مىگفت : پروردگارا من به تسبيح اين بنده تو در دريا انس گرفتم و همه جنبندگان دريا به تسبيح او انس گرفتند و من به بركت او از همه چيز پاك‌تر بودم كه شكم مرا جايگاه نماز او قرار داده بودى و چون او ترا تقديس مىكرد من و همهء درياهاى اطراف مقدس شديم ، اينك پس از آنكه من بر او انس گرفته‌ام او را از درون من بيرون مىآورى ؟ حق‌تعالى فرمود : اينك بر او رحمت آورده‌ام و خطايش را آمرزيده‌ام ، او را درافكن . گويد : نهنگ او را همانجا كه بلعيده بود و شهرى بر كرانه دجله بود آورد ، و در اين هنگام جبريل خود را به نهنگ رساند و دهان خود را نزديك دهان نهنگ آورد و گفت : اى يونس ! سلام بر تو باد پروردگار عزت ترا سلام مىفرستد . يونس گفت : آفرين بر اين آواى خوشى كه مىترسيدم ديگر هرگز آن را نشنوم ، آفرين بر آوايى كه آن را به نشانهء اميدوارى و قرب به رحمت پروردگار خويش مىشنيدم . جبريل به نهنگ گفت : اينك به فرمان خداى مهربان يونس را از درون خود ، برون افكن

--> ( 21 ) . بخشى از آيه 86 سوره انبياء .